تبليغاتX
خاطره ::
خاطره
آی خدا دلگیرم ازت 

 

این غصه های لعنتی


از خنده دورم میکنن


این نفسهای بی هدف


زنده به گورم می کنن


چه لحظه های خوبیه


ثانیه های آخره


فرشته ی مردن من


منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت


آی زندگی سیرم ازت


آی زندگی میمیرمو


عمرمو میگیرم ازت



چه اعتراف تلخیه


انگار رسیدم ته خط


وقت خلاصی از هوس


آی دنیا بیزارم ازت

 


 

|+|
نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:4
امشب دلم گرفته 
 
 
اي آسمان زيبا امشب دلم گرفته
                           از هاي و هوي دنيا امشب دلم گرفته
                                               يک سينه غرق مستي دارد هواي باران
 
از اين خراب رسوا امشب دلم گرفته
                     امشب خيال دارم تا صبح گريه کردن
                                                   شرمنده‌ام خدايا امشب دلم گرفته
 
خون دل شکسته بر ديدگان تشنه
                        بايد شود هويدا امشب دلم گرفته
                                                      ساقي عجب صفايي دارد پياله تو
 
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
                       گفتي خيال بس کن فرمايشت متين است
                                                    فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
 
|+|
نوشته شده توسط الهه در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 2:10
تو باختی (GAME OVER) 


bebinam yadet miad on roz k gofti dosam nadari

ببینم یادت  میاد اون روز که گفتی دوسم نداری

yadet miad behem gofti delet pishe kase digast yadet

یادت میادد  بهم گفتی دلت  پیش  کس  دیگست   یادت

miad goftam behet on vase to yar nemishe akhe on toro nemikhad

میاد گفتم بهت اون واسه تو یار نمی شه آخه اون تورو نمی خواد

hala didi on vase to yar nashod faghat in vasat dele mano shekondi bi vafa


حالا دیدی اون واسه تو یار نشد فقط  این وسط دل منو  شکوندی بی وفا

hala oamdi chi begi omadi bazam delamo beshkanio bezari beri

حالا اومدی چی بگی اومدی بازم دلمو بشکنی و بزاری بری


mage man inja arosake toam

مگه من اینجا عروسک توام

na

نه


na

نه

na

نه

na dige nemikham arosak basham

نه  دیگه نمی خوام عروسک باشم

 
bekhoda deli vasam namonde beshkani

به خدا  دلی واسم نمونده بشکنی

bezar boro az inja

بذار  برو از اینجا

bezar boro ba hamon yare ghadimit

بذار برو  با همون یار قدیمیت

vayyyyyy  divonam kardi 

 

وایییییی دیوونم کردی


bebinam

ببینم


 tahala fekresho kardi k cheghadr doset daram 

تا حالا فکر شو کردی که چقدر دوست دارم

tahala behet goftam k cheghar doset daram

تا حالا بهت گفتم که  چقدر دوست دارم

tahala kasi behet gofte k man bi to mimiram

تا حالا کسی بهت  گفته که من بی تو میمیرم 

nemidonam

نمی دونم

 

tahala goftam behet bakhshi az vojodam shodi

تا حالا گفتم بهت بخشی  از وجودم شدی

 

ba hame badiat hanozam doset daram

با همه بدیهات هنوزم دوست دارم

 
vali midonam hanozam delet pishe kase digast

ولی می دونم هنوزم دلت پیش کس دیگست

passssssssssss

پسسسسسس


boroooooooooooo

بروووووووووووووووو


az injaaaaaaaaaaaaaaa

از اینجاااااااا


borooooo

بروووووووو


vase hamishe

واسه همیشه


bezar ye baram k shode rahat nafas bekesham

بذار برای یک بار هم که شده راحت نفس بکشم


to k nabashi mitunam zendegi konam vali ta vaghti hasti

 تو که نباشی می تونم زندگی کنم ولی تا وقتی  هستی


zendegi vasam azabe ye jor jahaname

زندگی واسم عذابه یه جور جهنمه


pas boro azize dost dashtanie man

 پس برو عزیز دوست داشتنی من


labod migi chera migam boro

لابد میگی چرا میگم برو

midoni chera akhe hanoz to ghalbami

میدونی چرا؟ آخه هنوز تو قلبمی 

vali ghalbe shekastam mikhad toro biron kone

ولی قلب شکستم می خواد تو رو بیرون کنه

dige har cheghadr bazi kardi tammuuuuuuuuuum

دیگه هر چقدر بازی کردی تموووووووومه

GAME OVER

 تو باختی

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 3:38
باور نمی کنم 

نه....


این قرارمون نبود


تو بی خبر بری


من خسته شم که تو..


بی همسفر بری


نه...


این قرارمون نبود


من رنگِ شب بشم

 
تو سر سپرده شی


من جون به لب بشم.....



باور نمی کنم

 
این تو خودِ تویی


این تو که از خودش


بی خود شده تویی..



باور نمی کنم


عشق ِ منی هنوز


گاهی به قلبِ من ...


سر می زنی هنوز



وقتی زندونی تو هوس


مثله پروازی تو قفس


این رسم ِ همراهی نشد


ای همنفس...............



وقتی قلبت از من جداس


سرگردونه بی هم صداس


انگار دستت با دست من


نا آشناس..................



باور نمی کنم


این تو خودِ تویی


این تو که از خودش


بی خود شده تویی..



باور نمی کنم


عشق ِ منی هنوز


گاهی به قلبِ من ...


سر می زنی هنوز

 

..




باور نمی کنم


عشق ِ منی هنوز


گاهی به قلبِ من ...


سر می زنی هنوز

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 13:23
نشاني 
من نشاني از تو ندارم
اما نشاني ام را براي تو مي نويسم
در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار
خيابان غربت را پيدا كن و
وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو
كلبه غريبي ام را پيدا كن
كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام
در كلبه را باز كن
به سراغ بغض خيس پنجره برو
حرير غمش را كنار بزن
مرا خواهي ديد....
با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است
نشسته ام پشت ديوار دردهايم

 

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 1:17
یادگاری 

یادگاری از تو ای یار در این گنبد دوار بماند چشمم ییاله گشت و در فراقت به انتظار بماند

. یروانه سوخت و شمع فرو ریخت و صبح صادق بر دمید. این عشق دلسوخته در حسرت

دیدار بماند. خمره تهی گشت و ییمانه از دست سافی افتاد

. دوستان خموش گشتند و دلخوشی اغیار بماند  هستیم به هجرانت سوختی و خانه ام ویرانست

 خاطرت افسانه شد و همچو کتابی بر اعصار بماند. روز و شب یادت میکنم تا بلکه یادی از من کنی

. دیدگانم به در بود و همچنان بیدار بماند . هر چه گفتم بیا و بیا نیامدی دلدار من .

 خون گریستم و خوندل خوردم و چشمم اشگبار بماند

 


|+|
نوشته شده توسط الهه در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 1:11
عشق است و عشق ........... 
عشق کلمه ایست چون نیک بنگری دریاست ......

  خواهی بدانی در دل این دریا چگونه غوغاست .......

 رو سوی کوی دلدادگان کن ایدوست ......

تا بر تو عیان شود در دل عاشق چه قیامتی بر یاست .....

 گر هستی را معنا کنی به یک کلام و سخن ......

آن عشق است و عشق هم همیشه زیباست .......

عالم فانی را به یشیزی نخرید دل عاشق ......

چراغ سبز چشم  دلدادگان ره عشق همیشه یا بر جاست .........

گویند که راه وصلت دراز است و یای عاشق خسته ........

در ره وصل یار آلام و درد و خستگی مقمی والاست ........

چون راهی کوی یار شوی مجنونت میکنند .........

کو کوی لیلی و منزلگه عشاق دلباخته کجاست.

|+|
نوشته شده توسط الهه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 12:20
نفرين به تواي سرنوشت 

به راستي چقدرسخت است

 خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها

و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني

و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي

و بي ياوري

درحالي که تظاهر مي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد

اما چه شيرين است

درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن

و باز هم نفرين به تواي سرنوشت

 

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:42
×______________________________× 

 

خواستم خودمو گول بزنم ؛

همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و

 گفتم : فراموش ؛

يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه

 


به نام عشق اگر نميتواني اقيانوس باشي دريا باش اگر نميتواني دريا باشي رود باش اگر نميتواني رود باشي جوي باش ولي هرگز مرداب نباش

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش .

 ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:4
این روزا  
                  

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 


درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه


این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه


گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه


این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه


مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه


این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه


آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه

 
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه


جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

 
این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه


بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه


این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه


ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه


این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه


جرم تمومشون فقط لذت آشناییه

 
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه

 
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه


این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه


رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه


این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه


قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه

 
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه


کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه


این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه


نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه

 
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه

 
رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه


این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن

 
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن


این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره


هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره

 
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه


چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه


این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه


خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه


این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه


زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه


این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه


کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه


این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه


چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه


این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن


یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن


جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه


فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه

 
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه

 
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه

 
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه

 
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه


این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه


زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه


این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه


تنها پناه آدما عکسای یادگاریه


این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه


بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه


این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن


دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن


این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره


کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره


مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن


حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن


درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن


پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن


اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن


چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن

 
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم


شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم


اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن


دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن


اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه


بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه


اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست


انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

 

|+|
نوشته شده توسط الهه در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 15:58